ترسگاری

لغت نامه دهخدا

ترسگاری. [ ت َ ] ( حامص مرکب ) ترسکاری. رجوع به ترسکاری شود.

جمله سازی با ترسگاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترسگاری ز خدا عاقلی است لیک از غیر خدا غافلی است

💡 پشیمان شد ز مهر و مهرکاری گزید آزادگی و ترسگاری

💡 سر از عالم ترسگاری برار بترس از کسی کونشد ترسگار

💡 بخوف و ترس او در روزگاری نیفتادست هرگز ترسگاری

💡 زین ترس تو حجت است بر تو کز غیر تو است ترسگاری

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز