تدک

لغت نامه دهخدا

تدک. [ت َ دَ ] ( اِ ) مرغی که آنرا دراج گویند:
باز قهرش که بال بگشاید
خصم در پیش چون تدک آید.( لسان العجم شعوری ج 1 ورق 281 ب ).

فرهنگ فارسی

مرغی که آنرا دراج گویند.

جمله سازی با تدک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خانمجانی، بد ک، قنات، تره وره، خواجه مهدی، انجیرک، کهکوک، تدک، منارک، دم تنگ، پای بیدی،

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران