ترده

لغت نامه دهخدا

( تردة ) تردة. [ ت ُ دَ ] ( ع اِ ) به اسپانیایی تردو، نوعی مرغ که آنرا باسترک گویند: وفتح الجاب فأخرج منه مندیلا فیه اثنتاعشر تردة مارأیت مثل بیاض شحومها و هی مسلوقه. در این عبارت تردةبرابر با زرزور ابیض است. و الکالا تردو را زرزور میداند. رجوع به تردله شود.( از دزی ج 1 ص 144 ). و رجوع به تردلا و تردنشا شود.
ترده. [ ت َ دَ / دِ ] ( اِ ) قباله باغ باشد، آنرا ترزده و چک نیز خوانند. ( فرهنگ جهانگیری ). قباله باغ و خانه و امثال آن را گویند. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). قباله و چک. ( فرهنگ رشیدی ). بپارسی چک خوانند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). ترزده. رجوع به ترزده شود. || مزد راست کردن آسیا بود. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ) ( شرفنامه منیری ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). اجرت آسیا کردن گندم و مزد آسیا تیز کردن هم هست. ( برهان ). مزد و اجرت آسیا کردن گندم، و ترذه و تژده نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). به این معنی با زای نقطه دار نیز آمده است. ( برهان ). به زای تازی نیز لغت است. ( شرفنامه منیری ).

فرهنگ فارسی

به اسپانیائی تردو نوعی مرغ که آنرا باسترک گویند.

جمله سازی با ترده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنح عن القبیح و لا ترده و من اولیته حسنا فزده‌

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز