تخوض

لغت نامه دهخدا

تخوض. [ ت َ خ َوْ وُ ] ( ع مص ) به تکلف خوض کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).

جمله سازی با تخوض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مـسـاله رعـايـت عدالت حتى در مورد قاتل در آن حد و پايه است كه در وصاياى امير مؤ منانعلى (عليه السلام ) مى خوانيم كه فرمود: يا بنى عبد المطلب لا الفينكم تخوضون دماءالمـسـلمـيـن خـوضا تقولون قتل امير المؤ منين، الا لاتقتلن بى الاقاتلى، انظروا اذا انامت منضـربـتـه هـذه فـاضـربـوه، ضـربـة بـضـربـة، و لا تـمـثـلوابـالرجـل: (اى فـرزنـدان عبد المطلب ! مبادا بعد از شهادت من در خون مسلمانان غوطه ورشويد و بگوئيد امير مؤ منان كشته شد، و به بهانه آن خونهائى بريزيد، آگاه باشيدتنها قاتل من ( عبد الرحمن بن ملجم مرادى ) كشته خواهد شد

💡 ( يا بنى عبدالمطلب، لاالفينكم تخوضون دماء المسلمين فرضا، تقولون:قتل اميرالمومنين، الا لايقتلن بى الا قاتلى. انظروا اذا انا مت من ضربته هذه، فاضر بوهضربة بضربة. (521) )

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز