لغت نامه دهخدا
تثوی. [ ت َ ث َوْ وی ] ( ع مص ) مهمان کسی شدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ): تثویته؛ مهمان او شدم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
تثوی. [ ت َ ث َوْ وی ] ( ع مص ) مهمان کسی شدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ): تثویته؛ مهمان او شدم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الا یا ایها الورقی ثری تثوی اطلعن عنها که اندر عالم قدسی ترا باشد نشیمنها