لغت نامه دهخدا
تبسی. [ ت ِ ] ( اِ ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را معادل بشقاب آورده است. ( دزی ج 1 ص 140 ). رجوع به طبسی شود.
تبسی. [ ت ِ ] ( اِ ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را معادل بشقاب آورده است. ( دزی ج 1 ص 140 ). رجوع به طبسی شود.
طَبَق فلزی، سینی: باز در بزم چمن، نرگس سرمست نهاد / بر سر تبسی سیمین قدح زرّ عیار (ابن یمین: ۱۰۸ ).
دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را معادل بشقاب آورده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دودمان هفتم مصر دوره تاریخی از مصر باستان هست که اغلب به همراه دودمانهای هشتم، نهم و دهم و یازدهم (تنها بخش تبسی آن) زیر عنوان دوره نخست میانی مصر شناخته میشوند. این دوره به صورت تقریبی میان سالهای ۲۱۸۱ تا ۲۱۶۰ پیش از میلاد فرمانروایی کردند.
💡 سوسِرِنرَع بِبیآنخ فرمانروایی در دودمان تبسی شانزدهم مصر باستان بود که در دوره دوم میانی حکومت میکرد و جانشین شاه سمنرع بود. پاپیروس تورین برای او طول دورانی برابر با ۱۲ سال ذکر میکند.
💡 چون تباشیر صبحدم بدمد عزم تبسی و میل و متقر کن
💡 دودمان تبسی هفدهم شاهد دورهای تاریخی بود که در آن مناطق گوناگونی از شمال مصر زیر "اشغال" فرمانروایان محلی هیکسوس بودند. این هنگامی است که سه دودمان ۱۵، ۱۶، و ۱۷ به موازات هم وجود داشتند.