تاپ تاپ

مترادف‌ها

تپ تپ، صدای قدم

لغت نامه دهخدا

تاپ تاپ. ( اِ صوت مرکب ) نام آواز زدن کف دست بر متکا یا بر بالشت یا بر پشت کسی و مانند آن.

فرهنگ معین

(اِصت. اِمر. ) صدای زدن کف دست به متکا یا بالشت یا بر پشت کسی و مانند آن.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آواز زدن کف دست بر متکایا بالشت یا بر پشت کسی و مانند آ ن.

فرهنگستان زبان و ادب

{thump} [مهندسی بسپار- تایر] ارتعاشی تناوبی یا صدایی محسوس که تایر آن را تولید می کند و احساس کوبشی هماهنگ با چرخش تایر ایجاد می کند

ویکی واژه

صدای زدن کف دست به متکا یا بالشت یا بر پشت کسی و مانند آن.

جمله سازی با تاپ تاپ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تپه تاپ تاپان ۲ مربوط به سده‌های اولیه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان مراغه، بخش سراجو، دهستان سراجوی جنوبی، ۱/۴ کیلومتری روستای سرکارآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۲۰۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه تاپ تاپان ۱ مربوط به سده‌های اولیه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان مراغه، بخش سراجو، دهستان سراجوی جنوبی، ۱/۵ کیلومتری روستای سرکارآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۲۰۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تاپ تاپی (مانند قاتماقارماست اما برخلاف آن که تف می‌دهند، تاپ تاپی را بخارپز می‌کنند)

💡 صدای تاپ تاپ قدم‌های او در راهروی خالی و تاریک ساختمان قدیمی، باعث شد که تمام موجودات ساکن شب با اضطراب به سمت در‌ها نگاه کنند.

💡 او با صدای تاپ تاپ کفش‌هایش روی سنگفرش‌های خیس خیابان، در میان باران شدید به سمت ایستگاه اتوبوس نزدیک می‌شد تا از سرما نجات یابد.

💡 صدای تاپ تاپ ریزش قطرات آب از سقف نفوذ کرده به انبار، در سکوت مطلق شب، آرامش را از تمام کارگران گرفته بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران