وصله زنی
مترادفها
وصله کردن، رفو کردن، پینه بستن
فرهنگستان زبان و ادب
{patching} [مهندسی بسپار- تایر] یکی از روش های تعمیر تایر که در آن وصلۀ لاستیکی را بر روی تویی سوراخ شده می چسبانند
جمله سازی با وصله زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون ندارد وصلهای وصل تو زاهد را چه سود زان مرقع کز هزاران وصله بر هم دوختهست
💡 یک جای وصله در همهٔ جامهام نماند زین روی وصله کردم، از آن رو ز هم درید
💡 تا دو صد فرسنگ لیلی سازد از مجنون فرار وصله ازان اگر برپیکر مجنون کنند
💡 بر وصلههای پیرهنم خنده میکنند دینار و دِرهمی، پدر من مگر نداشت؟
💡 تا که رختم ببر جامه بران خواهد بود از بی وصله دو چشمم نگران خواهد بود
💡 ابن عباس گويد: من به خدمت امام عليه السلام رسيدم و ديدم كفش خود را وصله مى كند.
💡 او تلاش بسیار زیادی برای وصله زنی در روابط آسیبدیده خود با دوستان قدیمیاش انجام داد، اما متأسفانه هیچکدام از تلاشهایش نتیجهای نداشت.
💡 در دنیای سیاست، گاهی استفاده از لفاظیهای بیهوده و وعدههای توخالی، تنها ابزاری برای وصله زنی در مشکلات ساختاری و مدیریت بحرانها است.
💡 به جای وصله زنی برای مشکلات گذرا و پنهان کردن عیوب، بهتر است به دنبال یافتن ریشههای اصلی مشکلات و اصلاح آنها به صورت جدی باشیم.