تازگان

مترادف‌ها

تازه‌واردان، نوپدیدان

متضادها

کهنه‌سالان، قدیمی‌ها، پیشینیان

لغت نامه دهخدا

تازگان. [ زَ / زِ ] ( اِ ) ج ِ تازه:
بیشتر از جنبش این تازگان
نوسفران و کهن آوازگان.نظامی.رجوع به تازه شود.

جمله سازی با تازگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پیشتر از جنبش این تازگان نو‌سفر‌ان و کهن آوازگان

💡 دانشگاه‌های بزرگ همواره فضایی مناسب برای جذب تازگان و دانشجویان جدید فراهم می‌کنند تا بتوانند مسیر تحصیلی خود را با موفقیت و پشتکار طی کنند.

💡 در جلسات آموزشی شرکت، تازگان باید با دقت به توضیحات مدیران گوش دهند تا بتوانند سریع‌تر با فرهنگ سازمانی و قوانین داخلی آشنا شوند.

💡 ورود تازگان به دنیای سیاست می‌تواند باعث ایجاد تحول و تغییر در ساختارهای قدیمی شده و انرژی تازه‌ای به بدنه دولت و مدیریت جامعه ببخشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران