لغت نامه دهخدا
تاریخ دان. ( نف مرکب ) داننده تاریخ. شناسنده تاریخ. مورخ.
تاریخ دان. ( نف مرکب ) داننده تاریخ. شناسنده تاریخ. مورخ.
داننده تاریخ مورخ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی در سال ۱۸۰۰ و در سن چهل و هشت سالگی بدون دیدن آرزوهای عمرش که بعدها توسط پسرش سانجو منتشر شد؛ در شرایطی راز آلود در گذشت. کتابهای زیادی در مورد علت مرگ وی نوشته شده و هماکنون این موضوع کانون بحث تاریخ دانان میباشد. او به همراه همسرش ”ملکه هیوی” در شهر هواسونگ در مقبره سلطنتی به خاک سپرده شد. وی بیست و چهار سال بر چوسان سلطنت کرد.
💡 دائه جویونگ (ته جویونگ) (고왕 یا 高王) مؤسس حکومت بالهایی و پادشاه بالهایی احتمالاً از ۶۹۸ بعد از میلاد تا ۷۱۹ بعد از میلاد بود.اصل و نسب او به شدت مورد مناقشهاست. تعداد زیادی از تاریخ دانان کرهای او را از وارثان گوگوریو و برخی از تاریخ دانان در چین او را از دودمان مالگال میدانند.
💡 یک تاریخ دان به خانهٔ سالمندانی میرود تا بتواند جک کراب (داستین هافمن) ۱۲۱ ساله را ملاقات کند. جک کراب در این ۱۲۱ سال اتفاقات بسیاری برایش پیش آمده است و تاریخ دان از او میخواهد که داستان زندگی اش را برایش بگوید....
💡 کتزیاس، تاریخنگار یونانی سده چهارم پیش از میلاد، داستانی را نقل میکند که در آن شاه آشور، نینوس، در یک نبرد شاه بلخ یعنی وخشهارته را شکست داده است. کتزیاس تاریخ این جنگ را مربوط به سال ۲۱۴۰ پیش از میلاد، هزار سال قبل از جنگ تروی، میداند. با این حال از آنجایی که در اسناد آشوری به آن اشارهای نشده، تاریخ دانان در درستی آن تردید دارند.