بیوع
لغت نامه دهخدا
بیوع. [ ب ُ ] ( از ع، اِ ) ج ِ بیع. ( این جمع در فرهنگهای معتبر عربی دیده نشد ):
در بیوع آن کن تو از خوف غرار
کز رسول آموخت سه روز اختیار.مولوی.و رجوع به بیع شود.
بیوع. [ ب َ ] ( ع ص ) رجل بیوع و بیع؛ نیک فروشنده. ( لسان العرب ). رجوع به بیع شود.
جمله سازی با بیوع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بیوع آن کن تو از خوف غرار که رسول آموخت سه روز اختیار