لغت نامه دهخدا
بیرون پوست. ( اِ مرکب ) بشره. ( السامی ).
بیرون پوست. ( اِ مرکب ) بشره. ( السامی ).
بشره ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون جهانی شبهت و اشکالجوست حرف میرانیم ما بیرون پوست
💡 مهر آن در جان تست و پند دوست میزند بر گوش تو بیرون پوست
💡 جوز و بادام از درون مغز است و بیرون پوست و قشر اندرون پوست پرورده چو بیضه ماکیان