بیرحمت

لغت نامه دهخدا

بیرحمت. [ رَ م َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + رحمت ) که بخشایش ندارد. || بیرحم. بی شفقت. نامهربان: این سعدالدین بیرحمتی بود ناجوانمردی. ( المضاف الی بدایع الازمان ص 45 ).
بیرحمتم اینچنین چه ماندی
ارحم ترحم مگر نخواندی.مولوی.رجوع به رحمت شود.

جمله سازی با بیرحمت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سخت بیرحمتی چه مردی تو بی گنه خون من بخوردی تو

💡 چه شدی دوست برین دشمن بیرحمت چه شدی خیره برین منظر بوقلمون

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز