لغت نامه دهخدا
بیدخور. [ خُرْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان براکوه بخش جغتای شهرستان سبزوار است و 645 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
بیدخور. [ خُرْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان براکوه بخش جغتای شهرستان سبزوار است و 645 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهم محصولات کشاورزی و باغی روستای بیدخور عبارتند از: جو، گندم، لوبیا، نخود، کنجد، پنبه، ماش، گوجه فرنگی، خیار، خربزه، هندوانه، سیب زمینی، گردو، بادام، گلابی، آلبالو، گیلاس، زردآلو، انواع آلو، گوجه سبز، سیب، سنجد، انگور، هلو، شلیل، شفتالو و…
💡 در دوره پهلوی اول، معماران برجسته ای از شهرهایی همچون یزد و کرمان به سبزوار مهاجرت کردند. منزل بیدخوری از آثار برجستهٔ این دوره است که دارای بادگیری فاخر میباشد.
💡 بیدخور، روستایی است از توابع بخش مرکزی و در شهرستان جوین استان خراسان رضوی ایران. مردم روستای بیدخور به زبان فارسی خراسانی با گویش سبزواری صحبت میکنند.