بی چشم و رو

مترادف‌ها

بی‌شرم، بی‌حیا

متضادها

باحیا، شرمگین، باوقار

لغت نامه دهخدا

بی چشم و رو. [ چ َ / چ ِ م ُ ] ( ص مرکب ) سخت بی حیا. کسی که هر چیز را روشن و آشکار با بی ادبی تواند گفت. بی شرم. رک گو. ( ازیادداشت بخط مؤلف ). بی حیا. ( آنندراج ):
بی چشم و روتری ز تو ای باغبان کجاست
گل چیده ای و شرم ز بلبل نکرده ای.محسن تأثیر ( از آنندراج ).|| نمک ناشناس. ناسپاس. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ عمید

۱. بی حیا، بی شرم.
۲. حق ناشناس.

جمله سازی با بی چشم و رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بی چشم و رو بُوَد که به خود بندد نرگس به پیش چشمِ تو مخموری

💡 آن فرد بسیار بی چشم و رو است که بدون توجه به احساسات دیگران، فقط به فکر منافع شخصی و رسیدن به اهداف خود است.

💡 رفتار بی چشم و رو او در برخورد با همکارانش، باعث شده بود که هیچ‌کس تمایلی به همکاری نزدیک با او نداشته باشد.

💡 او با رفتاری کاملاً بی چشم و رو، تمام حقوق قانونی مردم را نادیده گرفت و فقط به دنبال جمع‌آوری ثروت بیشتر بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران