چشم بی اب

لغت نامه دهخدا

( چشم بی آب ) چشم بی آب. [چ َ / چ ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از بی حیاو بی شرم. ( برهان ). کنایه از چشم شوخ و گستاخ. ( آنندراج ). بی حیایی و بی شرمی. ( ناظم الاطباء ):
ببودی چندگه خرم به گوراب
کنون بازآمدی با چشم بی آب.فخرالدین اسعد ( ویس و رامین ).

جمله سازی با چشم بی اب

💡 وفای تو چو سیمرغست نایاب که دل بی رحم داری چشم بی آب

💡 ورا چشم بی آب و لب پر سخن مرا دل پر از دردهای کهن

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز