بی نمود

لغت نامه دهخدا

بی نمود. [ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + نمود ) بی تجلی. بی نمایش. بی نمایانی. ناپدید. آنکه نمایش نداشته باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نمود نداشتن ٠ بی تجلی ٠ بی نمایش ٠ بی نمایانی ٠ ناپدید ٠ آنکه نمایش نداشته باشد ٠

جمله سازی با بی نمود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی اسقاط اضافت از وجود است سوی اعیان که بودی بی نمود است

💡 به سی سال اندر اینجا خوندل من بخوردم بی نمود آب و گل من

💡 شدی یکبارگی درخوف مجروح شدستی بی نمود قوّت روح

💡 ای نمود تو نمود بی نمود عکس نور تو مرا اینجا نمود

💡 نه او را بی نمود ما گشودی نه ما را بی گشود او نمودی

💡 تو همچون بی نمود او زنی دم که او بُد در حقیقت هر دو عالم

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز