لغت نامه دهخدا
بیروشنی. [ رَ وِ ] ( حامص مرکب ) وی روشنی. بیراهی. بیروشی.
بیروشنی. [ رَ وِ ] ( حامص مرکب ) وی روشنی. بیراهی. بیروشی.
بیراهی. بیروشی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بی روشنی فروغ رویت اضحت غدواتنا عشایا