بوهه

لغت نامه دهخدا

( بوهة ) بوهة. [ هََ ] ( ع اِ ) چرغ افتاده پر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مؤنث بوه. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به بوه شود. || مرد لاغر و سبک و گول و بی خیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || جغد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || صوف واخیده دوات که هنوز تر نکرده باشند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پشم واخیده دوات که هنوز تر نکرده باشند. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || هرچه که آنرا باد در هوا بپراکند از خاک و پر و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). هرچه باد در هوا از خاک و پر و جز آن بپراند. ( ناظم الاطباء ). و قولهم: صوفةفی بوهة، یراد بها الهباء المنثور، الذی یری فی الکوة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

چرغ افتاده پر. مونث بره.

جمله سازی با بوهه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امپراتور شیان هان (۲ آوریل ۱۸۱ الی ۲۱ آوریل ۲۳۴)، با نام شخصی لیو شی، و نام محترم بوهه، واپسین امپراتور دودمان هان شرقی بود.که از سال ۱۸۹ تا سال ۲۲۰ بر امپراتوری هان حاکم بود

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز