لغت نامه دهخدا
بوقات. ( ع اِ ) ج ِ بوق. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به بوق شود.
بوقات. ( ع اِ ) ج ِ بوق. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به بوق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باباخنجر یکی از قدیمی ترین روستاهای منطقه است. این روستا از جنوب توسط یک رشته کوه شرقی_غربی با نام قوزی(منطقه غیر آفتابگیر) و از شمال توسط کوه گونی(منطقه ی آفتابگیر) احاطه شده است که قلههای آنان به ترتیب با نامهای قره غول و گونی شناخته میشوند. ارتفاع این قله ها به ترتیب ۲۳۵۰ و ۲۳۰۰ متر میباشد. امتداد غربی این روستا به کوه آقداق و از امتداد شرقی به ارتفاعات بوقاتی متنهی میشود. از این روستا در دهستان شیرینسو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۴۹۴ نفر (۴۲۰خانوار) بودهاست.