لغت نامه دهخدا
بلشون. [ ب َ ل َ ] ( ع اِ ) بوتیمار. ( منتهی الارب ). پرنده ایست مشهور، و صاحب تاج العروس گوید گمان می کنم همان بلصوص باشد. ( از ذیل اقرب الموارد ). مالک الحزین.
بلشون. [ ب َ ل َ ] ( ع اِ ) بوتیمار. ( منتهی الارب ). پرنده ایست مشهور، و صاحب تاج العروس گوید گمان می کنم همان بلصوص باشد. ( از ذیل اقرب الموارد ). مالک الحزین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلشون (به عربی: بلشون) یک روستا در سوریه است که در ناحیه احسم واقع شدهاست. بلشون ۱٬۷۷۵ نفر جمعیت دارد.