لغت نامه دهخدا
بلبلانی. [ ب َ ب َ ] ( اِ ) طعامی است ترکان را. ( شرفنامه منیری ) ( از آنندراج ). و برخی گویند حلوایی است. ( آنندراج ): حلوای بلبلانی تا نخوری ندانی. ( رشیدی ).
بلبلانی. [ ب َ ب َ ] ( اِ ) طعامی است ترکان را. ( شرفنامه منیری ) ( از آنندراج ). و برخی گویند حلوایی است. ( آنندراج ): حلوای بلبلانی تا نخوری ندانی. ( رشیدی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی به آن گلشن بیرنگ توانند رسید؟ بلبلانی که به این سبز چمن ساخته اند
💡 بلبلانی که نظر بر رخ گل وا کردند چه شناسند قماش سخن رنگین را
💡 صبر بر سرزنش خار جفا چون نکنند بلبلانی که وصال گل خندان طلبند
💡 غافلند از گل رخسار تو ای رشک چمن بلبلانی که به خار چمنی ساختهاند