بلاساغونی

لغت نامه دهخدا

بلاساغونی. [ ب َ ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن موسی بلاساغونی، مشهور به تُرک. وی در بغداد نزد قاضی ابوعبداﷲ دامغانی حنفی فقه آموخت، سپس قصد شام کرد و سمت قضا را در بیت المقدس و پس از آن در دمشق بعهده گرفت. او نسبت به مذهب ابوحنیفه تعصب داشت و سیرت وی پسندیده نبود. بلاساغونی بسال 506 هَ. ق. در دمشق درگذشت. ( از معجم البلدان ).

جمله سازی با بلاساغونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان قراخانی دارای وام‌واژگان بسیاری از زبان‌های فارسی و عربی بود، ولی ساختار خود این زبان شبیه زبان اویغوری باستان بود. این زبان را بیشتر با خط عربی می‌نوشتند، هرچند درمواردی از خط اویغوری نیز برای نگارش استفاده می‌کردند. ازجمله مهم‌ترین آثار موجود از ترکی قراخانی، دیوان لغات الترک محمود کاشغری، قوتادغو بیلیگ یوسف بلاساغونی، عتبه الحقایق احمد یوکنکی و همچنین ديوان حكمت خواجه احمد یسوی هستند.

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز