بلادیده

لغت نامه دهخدا

بلادیده. [ ب َ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) رنج دیده. ( فرهنگ فارسی معین ). آزارکشیده:
بدان تا چو کشتی بدرد ز هم
بلادیدگان را کشد در شکم.نظامی.|| دچارمصیبت شده. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

مصیبت دیده، رنج دیده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- رنجیده. ۲- دچار مصیبت شده.

جمله سازی با بلادیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اله را که شناسد؟ کسی که رست ز لا ز لا که رست بگو: عاشق بلادیده

💡 چو جان زار بلادیده با خدا گوید که جز تو هیچ ندارم چه خوش بود به خدا

💡 کز پیر بلادیده کنعان فراق گوید خبری به یوسف مصر جمال

💡 ای بلادیده دل من تو نمی‌دانستی که بلای غم عشق تو هم از بالایی‌ست

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز