لغت نامه دهخدا
بلاسبب. [ ب ِ س َ ب َ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + سبب ) بی سبب. بی جهت. ( فرهنگ فارسی معین ).
بلاسبب. [ ب ِ س َ ب َ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + سبب ) بی سبب. بی جهت. ( فرهنگ فارسی معین ).
بی سبب. بی جهت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جئتک مسترفدا بلا سبب الیک الّا بحرمة الادب
💡 با خرد زو شکایتی کردم قلت قد ضرنی بلا سبب