لغت نامه دهخدا
بقرا. [ ب ُ ] ( اِخ ) نام پادشاه خوارزم. ( مؤید الفضلاء ). رجوع به بغرا شود.
بقرا. [ ب ُ ] ( اِخ ) نام پادشاه خوارزم. ( مؤید الفضلاء ). رجوع به بغرا شود.
نام پادشاه خوارزم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون جابر اين سخن از آن حضرت استماع نمود، روى مبارك آن حضرت را بوسه داد و گفت: راست فرمود پيغمبر خداى - صلى الله عليه و آله - پس به درستى كه حضرت به منفرمود: ستدرك لى ولدا اسمه اسمى يبقرا العلم بقرا كما يبقر الثور الارض.: زود باشد كه درياى فرزندى از فرزندان مرا كه نام من باشد وبشكافد علم را چنان كه گاو زمين را بشكافد. پس از اين نامبردار شده است به باقرعلم اولين و آخرين يعنى شكافنده اش
💡 مجلس شوراى ملى ایران این اعلامیه را در یازدهم اردیبهشت (ثور) ۱۳۱۸ تصویب کرد اما مجلس افغانستان حاضر به تصویب اعلامیه نشد و در پی آن، افغانها شروع به کندن نهرهای بقرا و سراج به صورت مهندسی شده کردند که ایران را از بخش عمده آب هیرمند محروم کرد. افغانها مسیر آب را در خواجه على و قاضى شیرجان بند آورده و بسوی نهرهای تازه منحرف کرده بودند و اندک آبی هم که از این محل میگذشت در بند گوهک فرو میرفت.
💡 مجلس شوراى ملى ایران این اعلامیه را در یازدهم اردیبهشت (ثور) ۱۳۱۸ تصویب کرد اما مجلس افغانستان حاضر به تصویب اعلامیه نشد و در پی آن، افغانها شروع به کندن نهرهای بقرا و سراج به صورت مهندسی شده کردند که ایران را از بخش عمده آب هیرمند محروم کرد. افغانها مسیر آب را در خواجه على و قاضى شیرجان بند آورده و بسوی نهرهای تازه منحرف کرده بودند و اندک آبی هم که از این محل میگذشت در بند کوهک فرو میرفت.