لغت نامه دهخدا
بغلانی. [ب َ غ َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به بغلان که شهری است درنواحی بلخ در طخارستان. ( از سمعانی ) ( از اللباب ).
بغلانی. [ب َ غ َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به بغلان که شهری است درنواحی بلخ در طخارستان. ( از سمعانی ) ( از اللباب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسین بغلانی (زاده ۴ اوت ۱۹۹۰ آبادان) یک بازیکن فوتبال اهل ایران است.
💡 تیمهای امید و پایه این باشگاه یکی از موفقترین و فعالترین تیمها در زمینه پرورش بازیکن هستند که محمد دریس، مسلم مجدمی، محمدرضا غبیشاوی، رضا جبیره، حسین بغلانی و جعفر سلمانی چند مورد از بازیکنان پرورش یافته در این تیمها هستند.
💡 در دورهٔ تره کی - امین، اعضای ستم ملی به روستاهای افغانستان عقبنشینی کردند؛ هرچند که به عنوان یک جنبش شهری، آنها را از پایگاه قدرت خود دور کرد. در طول حکومت ۱۹۷۹–۱۹۸۶ رئیسجمهور کمونیست ببرک کارمل، اعضای ستم ملی به دولت نزدیک تر شدند. همچنین بشیر بغلانی یکی از رهبران ستم ملی در سال ۱۹۸۳ به دولت رفت و وزیر دادگستری شد.
💡 بر اساس سروی مشترک وزارت زراعت و ادارهٔ ملی احصاییه، بغلان با داشتن ۱۹٫۷ هزار هکتار شالیزار و تولید ۶۳ هزار تن برنج در سال جایگاه سوم تولیدی برنج در افغانستان را داراست. برنج بغلانی از لذت خاص برخوردار بوده و شهرت به سزایی در سطح کشور دارد.
💡 تلویزیون ملی افغانستان و تلویزیون آریانا تصاویری را پخش نمودند که از یک زن و شوهر بغلانی ۳ فرزندشان در این حادثه کشته شده بودند.