لغت نامه دهخدا
بزونه. [ب ُ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) بلغت زند و پازند بمعنی زانو باشد که بعربی رکبه خوانند. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری )( آنندراج ). بلغت زند، رکبة. زانو. ( ناظم الاطباء ).
بزونه. [ب ُ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) بلغت زند و پازند بمعنی زانو باشد که بعربی رکبه خوانند. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری )( آنندراج ). بلغت زند، رکبة. زانو. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای رویِ مییونْ چادرْ بزونه ایرونْ خرگاه بَزِهْ هر گوشه هزارْ دلیروُنْ