لغت نامه دهخدا
بزن بشکن. [ ب ِ زَ ب ِ ک َ ] ( اِمص مرکب ) ( از: ب +زن + ب + شکن ) عمل ساز و آواز و رقص بسیار. ( یادداشت بخط دهخدا ). || ( ص مرکب ) زنی بسیار مایل به طرب و لهو و غناء و رقص. ( یادداشت بخط دهخدا ).
بزن بشکن. [ ب ِ زَ ب ِ ک َ ] ( اِمص مرکب ) ( از: ب +زن + ب + شکن ) عمل ساز و آواز و رقص بسیار. ( یادداشت بخط دهخدا ). || ( ص مرکب ) زنی بسیار مایل به طرب و لهو و غناء و رقص. ( یادداشت بخط دهخدا ).
عمل ساز و آواز و رقص بسیار یا زنی بسیار مایل به طرب و لهو و غنائ و رقص.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوش با پیر مغان گفتم چو در میخانه رفتم یا کدویم پر کن از می یا بزن بشکن کدویم