لغت نامه دهخدا
بزز. [ ب َ زَ ] ( ع اِ ) سلاح و جوشن. ( ناظم الاطباء ). سلاح. ( منتهی الارب ).
بزز. [ ب َ زَ ] ( ع اِ ) سلاح و جوشن. ( ناظم الاطباء ). سلاح. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احمد لاک را برز گفت علی کاک پز کای چو حریر و خز و بززین خودباوه نیم گز