بزرگ مردی

لغت نامه دهخدا

بزرگ مردی. [ ب ُ زُ م َ ] ( حامص مرکب ) بزرگی. عظمت. سروری. باعظمت بودن:
اندر بلای سخت پدید آید
فضل و بزرگمردی و سالاری.رودکی.

فرهنگ فارسی

بزرگی عظمت.

جمله سازی با بزرگ مردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بزرگ مردی کندر جهاز مادر تو هزار گربه اعور بد و سگ ارجل

💡 این منطقه تاریخی دارای آثار قبل از اسلام شامل سنگ چین، جوی آب که هنوز آثار آن کاملا هویداست همچنین تپه های باستانی آن و بزرگ مردی به اسم دین محمد شیهک بوده است از لحاظ گردشگری در دل ارتفاعات مکران(نیلگ) قرار دارد

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز