لغت نامه دهخدا
برحاء. [ ب ُ رَ ] ( ع اِ ) شدت تب و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || سختی. ( ناظم الاطباء ).
- برحاء وحی؛ رنج و نشان وحی.
برحاء. [ ب ُ رَ ] ( ع اِ ) شدت تب و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || سختی. ( ناظم الاطباء ).
- برحاء وحی؛ رنج و نشان وحی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قرآن كريم كه كلام الهى است به هر دو اعتبارثقيل است، اما از حيث فهم معنايش ثقيل است براى اينكه كلامى الهى است كه پيامبر آن را ازساحت عظمت و كبريايى گرفته، و معلوم است چنين كلامى را نمى فهمد مگر نفوس طاهر ازهر پليدى، نفوسى كه از هر سببى قطع اميد كرده و تنها به خداى سبحان كه مسببالاسباب است دل بسته، كلامى است الهى و كتابى است عزيز، كه ظاهر و باطنى دارد،تنزيل و تاويلى دارد، تبيان براى هر چيز است، و سنگينى آن ازحال و وضع رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مشهود بود، همه مى ديدند كه درهنگام گرفتن آن دچار برحاء - حالتى شبيه بيهوشى - مى شد، و اين معنا در رواياتبسيار زياد آمده.
💡 هـنـگـامـى كـه رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله وسـلم ) از آنمـنـزل حـركـت كـرد زيـد بـا آن جـنـاب بود، و مى گفت: بار الها! تو مى دانى كه من دروغنـگـفـته ام، و به عبداللّه بن ابى تهمت نزده ام. چيزى از راه را نرفته بودند كه حالتوحى و برحاء به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم )