لغت نامه دهخدا
برتراسک. [ ب َ ت َ ] ( اِ ) برنجاسب. برتاشک. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به برتاشک و برنجاسب شود.
برتراسک. [ ب َ ت َ ] ( اِ ) برنجاسب. برتاشک. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به برتاشک و برنجاسب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برنجاسپ در خرابهها و کنار جادهها و دشتهای سایهدار میروید. نامهای دیگر آن در فارسی برتراسک و بومادران است.