بر راه

لغت نامه دهخدا

بر راه. [ ب َ ] ( حرف اضافه + اسم )( از: بر + راه ) براه. در راه. در طریق:
از شیر و گوزن و گرگ و روباه
لشکرگاهی کشیده بر راه.نظامی ( لیلی و مجنون ص 167 ).- بر راه کسی رفتن؛ اقتباس. ( تاج المصادر بیهقی ).
- || پیروی از کسی کردن. روش و راه کسی را دنبال کردن.

فرهنگ فارسی

براه در راه.

جمله سازی با بر راه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مساءله 44 - اگر چيزى را وقف كند بر راه خدا مصرفش هر چيزى است كه وسيله كسبثواب باشد و همچنين است اگر وقف كرده باشد بر كارهاى خير.

💡 گر از ارادت رو نهم بر راه تو عیبم مکن کز ابتدا دولت مرا کردست زین سو ره به ره

💡 1 - نـمـى گويد آنها آتش دوزخ را از دور مى بينند بلكه مى گويد آتش آنها را مى بيند،گوئى چشم و گوش دارد، چشم بر راه دوخته و انتظار اين گنهكاران را مى كشد!

💡 دیده یعقوب در آغوش بوی پیرهن چشم بر راه نسیم بی غبار اشرف است

💡 از شکاف پردهٔ فانوس، شمع انجمن چشم بر راه است تا پروانه‌ای پیدا شود

💡 گرچه میدانم نیایی سوی من شب تا به روز چشم بر راه تو دارم گوش بر آواز در

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز