بد منظر

لغت نامه دهخدا

بدمنظر. [ ب َ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) آنچه بنظر بد آید. بدنما. بدنمود. ( فرهنگ فارسی معین ). مقابل خوش منظر. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

( ~. مَ ظَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) آنچه در نظر خوش نیاید.

فرهنگ عمید

بدنما، بدنمود، زشت.

جمله سازی با بد منظر

💡 دست مشاطه نیارد رخ دنیا آراست زال بد منظر دون قابل آرایش نیست

💡 پیره زالی کریه و بد منظر گفت با واعظ ای خجسته‌بیان

💡 بـعـضى گفته اند: يكى از معانى شيطان يك نوع مار بد منظر است كه شكوفه زقوم بهآن تشبيه شده است.

روشنی یعنی چه؟
روشنی یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز