لغت نامه دهخدا
بتیغ زدن. [ ب ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + تیغ + زدن ). با تیغزدن. کسی را با تیغ کشتن. و رجوع به تیغ زدن شود.
بتیغ زدن. [ ب ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + تیغ + زدن ). با تیغزدن. کسی را با تیغ کشتن. و رجوع به تیغ زدن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خورشید کو بتیغ زدن بر سر آمدست در جنب دست و بازوی تو همچنان نبود