بالین گه

مترادف‌ها

خوابگاه، جای خواب

لغت نامه دهخدا

بالین گه. [ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) بالینگاه آنجا که بالین نهند. || بستر. || خوابگاه. و رجوع به بالینگاه شود:
هیون رونده ز ره ماند باز
به بالینگه آمد سرم را به ناز.نظامی.یکی بالینگهش رفتی یکی جای
یکی دامنش بوسیدی یکی پای.نظامی.به بالینگه خسته آمد فراز
ز درع کیانی گره کرد باز.نظامی.

جمله سازی با بالین گه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گهی بودی ز دست ویسه بالین گهی از دست مهرافزای رامین

💡 گه ز رخسار آن یکم بالین گه زگیسوی آن یکم بستر

💡 که طرهٔ مشکینش سرم را شده بالین گه سینهٔ سیمینش برم را شده بستر

💡 تکیه بدر که می‌کنی خواست؟ بالین گه تو که می‌کند راست؟

💡 گهی ز چهرهٔ آن زیر سر نهم بالین گهی ز طرهٔ این زیر برکنم بستر

💡 گهی ز موی تو پر ضیمران‌ کنم بالین گهی ز روی تو پر نسترن ‌کنم دامان

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران