لغت نامه دهخدا
باطن بین. [ طِ ] ( نف مرکب ) مقابل ظاهربین. ( آنندراج ). مقابل قشری. آنکه بظاهر اکتفا نکند. || باریک بین. ( آنندراج ).
باطن بین. [ طِ ] ( نف مرکب ) مقابل ظاهربین. ( آنندراج ). مقابل قشری. آنکه بظاهر اکتفا نکند. || باریک بین. ( آنندراج ).
آن که به باطن کسی یا چیزی نظر کند و به ظاهر اکتفا نکند.
( اسم ) آنکه درون چیزها را بیند ژرف بین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرد باطن بین چرا کاری کند کاشنا ناخوش شود بیگانه خوش
💡 جهد کن تا پیر عقل و دین شوی تا چو عقل کل، تو باطن بین شوی
💡 سلیم، ظاهر ما را مبین، به باطن بین که دوست آینه و ما چو آینه دانیم