اماره و اصل

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] در مورد شخصی که واقع برای او معلوم نیست و بنابراین، وظیفه شرعی خود را نمی داند و جویای آن است، طرق و دلیل هایی برای رفع تردید و تعیین تکلیف مشخص گردیده که بعضی از آن ها از ابداعات و تاسیسات شرعی اند، ولی اکثرشان روش هایی عقلایی هستند که توسط شریعت مقدس تایید گردیده و به اصطلاح فقهی، به « حجت » تبدیل شده اند.
۱. امارات. امارات جمع «اماره» است و اماره در لغت به معنای علامت، نشانه، وقت و وعده گاه آمده است.
← اماره حکمی
۲. اصول. در اصول بر خلاف امارات، کشف و حکایتی وجود ندارد، بلکه صرفا برای رفع حیرت بندگان و تعیین تکلیف موقت، از ناحیه شارع تعبدا معتبر شناخته شده اند و بیش از این اعتباری ندارند. به سخن دیگر تا وقتی دلیل معتبری که بیانگر واقع باشد اقامه نشده و حقیقت مجهول است، اصول می توانند کارگشای موقت بوده، حیرت را از بندگان مرتفع سازند. اصول عملیه ( برائت، استصحاب، احتیاط و تخییر) از این دسته اند و همانند امارات به دو بخش حکمی و موضوعی تقسیم می گردند. مثلا هرگاه در مورد فعلی- مانند کشیدن سیگار - تردید داشته باشیم که ارتکاب آن حرام است یا حلال، در حالی که دلیل معتبری در خصوص آن تعیین تکلیف نکرده (شبهه حکمیه)، با اصل برائت رفع حیرت کرده، به حلیت آن حکم می کنیم، و نیز اگر در مورد مایعی تردید داریم که خمر است یا آب (شبهه موضوعیه)، با اجرای اصل برائت، نوشیدن آن را مجاز می شمریم.همان طور که ملاحظه می شود اصل برائت در هر دو مثال، هیچ کشف و حکایتی از واقع ندارد، یعنی بیانگر آن نیست که حکم الهی در مثال اول «حلیت» است و در مثال دوم «آب بودن»، بلکه صرفا به علت جهل و عدم آگاهی از واقعیت، شارع اصل مزبور را معتبر دانسته تا از مکلفان موقتا رفع حیرت گردد و آنان نیز اگر به استناد این اصل مرتکب امری شده باشند که فی الواقع ممنوع بوده، مورد بازخواست الهی قرار نخواهند گرفت.
ثمره تفاوت اماره و اصول
تفاوت این دو دسته دلیل (اماره و اصول) روشن و بر این تفاوت، ثمرات و آثاری مترتب است؛ از جمله این که اصول به مقتضای طبعشان که حجیت موقت دارند نه حجیت دائم، در مقابل امارات و دلایل، کاملا تسلیم هستند و با آمدن اصول، خود به خود اعتبار و ارزش خویش را از دست می دهند؛ در حالی که امارات در برخورد با امارات مخالف مقاومت می کنند و بر فقیه است که میان آن دو موازنه برقرار کند و هر یک را که واجد نکات مرجح باشد اتخاذ و بر وفق آن عمل کند. اگر فقیه هیچ علت ترجیحی در هیچ یک از اماره و اصل ملاحظه نکند، از هر دو دست برداشته، چنین فرض می کند که هیچ کدام از آن دو وجود ندارد و مطابق وظیفه آن فرض عمل می کند.ثمره دیگر این تفاوت، ترتب «التزامات عقلیه» است که در امارات، مورد پذیرش فقها است، ولی در اصول چنین نیست.
← نکته مهم
...

جمله سازی با اماره و اصل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وسوسه هاى شيطان را از دل آنها مى زدايد، پرده هاى فريبنده نفس اماره و شيطان صفتانرا از چهره حقايق كنار مى زند، خرافات و جناياتى كه در زير ماسكهاى فريبنده پنهانشده آشكار مى سازد، اختلافاتى را كه در سايه هوى و هوس پديد آمده بر مى چيند، بهقساوتها پايان مى دهد، و نور هدايت و رحمت را در همه جا مى پاشد.

💡 گمان مكن كه رذايل نفسانى و اخلاق روحى ممكنالزوال نيست. اين ها خيال خامى است كه نفس اماره و شيطان القاء مى كند و مى خواهد تو رااز سلوك راه آخرت و اصلاح نفس باز دارد. انسان تا در اين دار تغير و نشاءهتبدل است، ممكن است در تمام اوصاف و اخلاق تغيير پيدا كند، و هر چه ملكات محكم همباشد تا در اين عالم است، قابل زوال است. منتها به حسب اختلاف شدت و ضعف، زحمتتصفيه تفاوت مى كند.

💡 انـشـاءالله خداوند همه را از شر نفس اماره و شر دشمنان محافظت فرمايد و به همه شرحصـدر و تـدبـيـر در امـور و اخـلاص در عـمـل و ايـثـار در خدمت به خلق مرحمت كند. احمد بهصـورت آزاد بـهتر مى تواند به اسلام و مردم كشور خدمت نمايد و تنها در جلسات شركتمى كند تا گزارش مسايل سريعتر به اين جانب برسد.

💡 مساءله 4 - اگر مكلف بداند كه واقف قسمتى از بناى مسجد را از مسجد بودن استثناءكرده آن قسمت حكم مسجد را ندارد و اگر شك كند كه آيا فلان قسمت نيز بعنوان مسجد وقفشده يا نه باز حكم مسجد را ندارد مگر آن كه اماره و علامتى بر مسجد بودن آن در آنباشد كه در اين صورت نجس ‍ كردن آن جائز نيست.

💡 و آن بر دو قسم است، يكى جهاد اصغر و آن جهاد است با كفار، و يكى جهاد اكبر است و آنجهاد با نفس اماره و از اعظم آداب راه سلوك است. پس واجب و متحتم است بر سالك، جهاد بانفس، چنان كه در كلام مجيد مى فرمايد: ( الذين جاهدوا فينا لنهدينم (51))

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز