فرهنگ معین
( آزوقه ) (قِ ) [ تر. ] ( اِ. ) ۱ - غذای کم، غذایی که در سفر با خود دارند، توشه. ۲ - خواربار که در خانه نگه دارند.
( آزوقه ) (قِ ) [ تر. ] ( اِ. ) ۱ - غذای کم، غذایی که در سفر با خود دارند، توشه. ۲ - خواربار که در خانه نگه دارند.
( آزوقه ) = آذوقه
( آزوقه ) ( اسم ) ۱- غذایی که در سفر با خود دارند توشه. ۲ - آنچهدر خانه از غله و حبوب و مانند آن جمع کنند برای مصرف چند ماه یا یک سال. معمولا این کلمه را بصورت ( آذوقه ) نویسند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتگوی بزرگ شدن پادشاه مقدونی تا آسیا منتشر شد و شاه پارسیها از قوت فیلیپ ظنین گشته به تمام حاکمان ساتراپیهای کنارهای نوشت که با همه قوا به اهالی پرنت کمک کنند (پادشاه مقدونی با اینها در جنگ بود) و ساتراپها پس از رایزنی با یکدیگر عدهای از سپاهیان اجیر، پول بسیار، آزوقه، جنگافزار و همه نوع مهمات برای اهالی پرنت فرستادند.
💡 در قلعه گنجه گذشته از غنایم بسیار و آزوقه فراوان، مقدار زیادی توپ و تفنگ نیز به دست آمد. شاه حکمرانی قلعه را به محمد خان زیاد اوغلی قاجار سپرد.