ارغوا

لغت نامه دهخدا

ارغوا. [ ] ( اِخ ) ابن شانخ بن فالخ بن عابر ( هود النبی ). وی جدّ ابراهیم خلیل است. ( تاریخ سیستان ص 42 و 43 ). و رجوع به ارغو شود.
ارغوا. [ اَ رَ ] ( اِخ ) ولایتی است از جمهوری فزویلا از آمریکای جنوبی، از نیکوترین و پرنعمت ترین ولایات جمهوری مزبور است. مساحت آن 230 هزار گز مربع است و عدد سکنه وی 81 هزار تن و اراضی آن مشجر و از جمله انواع اشجار آن، شجرةالبقره است که ارتفاع آن 200 قدم است و جوزالهندی و خروب آمریکائی موسوم به موانیلیا و نیشکر و قهوه و پنبه دارد. ( ضمیمه معجم البلدان ). وظاهراً این شهر همان اراکاژو یا اراکاژا است و فزویلا نیز مصحّف برزیل است.

فرهنگ اسم ها

اسم: ارغوا (پسر) (فارسی) (تلفظ: arqavā) (فارسی: ارغوا) (انگلیسی: arghava)
معنی: نام جد ابراهیم خلیل ( ع )، ( اَعلام ) ابن شانخ بن فالخ بن عامر ( هود نبی ) وی جد ابراهیم خلیل ( ع ) است

جمله سازی با ارغوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون ارغوا‌نْشْ عارض و بر ارغوان شَبَه چون پرنیانش سینه و در پرنیان حجر

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز