ابو یعقوب

ابو یعقوب یکی از شخصیت‌های مهم در تاریخ اسلام و فرهنگ عربی به شمار می‌آید. او به عنوان یک عالم و فقیه شناخته می‌شود که آثار و اندیشه‌هایش تأثیر زیادی بر تفکر اسلامی داشته است. ابو یعقوب در زمان خود به تدریس و ترویج علوم اسلامی پرداخت و به عنوان یک مرجع معتبر در مسائل فقهی و کلامی شناخته می‌شد. او نه تنها در حوزه علم، بلکه در اخلاق و رفتار نیز الگوی بسیاری از مسلمانان بود. آثار او به نسل‌های بعدی منتقل شده و همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین، ابو یعقوب در تاریخ‌نگاری اسلامی به عنوان یک شخصیت مورد احترام شناخته می‌شود و زندگی‌اش الهام‌بخش بسیاری از دانش‌آموزان و محققان است. با توجه به تلاش‌های او در ارتقاء دانش و علم، نامش همواره در زمره بزرگ‌ترین علمای اسلام قرار دارد و میراث فکری او همچنان زنده و پویا است.

لغت نامه دهخدا

ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( ع اِ مرکب ) بنجشک. گنجشک. عصفور. ( المزهر ). چغو. چغوک. چکک. چکوک. خانگی. ونج. مرکو. میچکا ( به لهجه مازندرانی ).
ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( اِخ ) ابن خرزاد یوسف بن یعقوب. رجوع به یوسف... شود.
ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( اِخ ) ابن راهویه. اسحاق بن ابراهیم بن مخلد الحنظلی المروزی. رجوع به ابن راهویه ابویعقوب و رجوع به اسحاق بن ابراهیم... شود.
ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( اِخ ) ابن زیزی. در نفحات آمده است: شیخ الاسلام گفت که شیخ ابوعبداﷲ خفیف گوید که با ابن زیزی در سماعی حاضر شدم و قوال این بیت میخواند:
لو اسندت میتاً الی هجرها
عاش و لم ینقل الی القبر.
وقت ابن زیزی خوش شد دستها از پس پشت بر زمین نهادو سینه برافراشت و چشم بر آسمان دوخت و میگفت بگوی واﷲ که غیر من کس نمی شنود ناگاه خون از رگهای وی بگشاد که پنداشتی از آنجا فصد کرده اند و همچنان بود تا بیهوش بیفتاد ویرا بگرفتند و خونها بشستند. رجوع به نفحات الانس جامی چ هند ص 86 و 87 شود.
ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( اِخ ) اسحاق بن ابراهیم بن صیغون صیغونی. صوفی زاهد صالح و محدث مصری. ابن یونس در تاریخ خود ذکر او آورده و وفات ویرا به سال 302 هَ. ق. گفته است.
ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( اِخ ) اسحاق بن ابراهیم بن محمدبن سهل. رجوع به اسحاق... شود.
ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( اِخ ) اسحاق بن ابراهیم بن مخلدبن ابراهیم و او ابن راهویه است. و محدث است. مولد 163 هَ. ق. وفات 238.
ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( اِخ ) اسحاق بن ابراهیم الثقفی. محدث است. او از محمدبن المنکدر و از او عبیداﷲبن موسی روایت کند. و رجوع به اسحاق... شود.
ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( اِخ ) اسحاق بن ابراهیم الخطابی. محدث است.
ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( اِخ ) اسحاق بن ابراهیم مروزی. رجوع به اسحاق... شود.
ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( اِخ ) اسحاق بن اسرائیل. محدث است.
ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( اِخ ) اسحاق بن حنین بن اسحاق عبادی طبیب و مترجم معروف. وفات به سال 297 هَ. ق. رجوع به اسحاق... شود.
ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( اِخ ) اسحاق بن سلیمان طبیب اسرائیلی. رجوع به اسحاق... شود.
ابویعقوب. [ اَ بو ی َ ] ( اِخ ) اسحاق بن عثمان الکلابی البصری. محدث است. او از اسماعیل بن عبدالرحمن بن عطیة و از او ابوالولید هشام بن عبدالملک روایت کند.

فرهنگ فارسی

اسحاق بن احمد سگزی ( سجستانی ) ( سجستانی ). از نویسندگان اسماعیلی و مولف کشف المحجوب ( ه. م. ) است. وی در اواخر قرن چهارم میزیسته.
محدث است

جملاتی از کلمه ابو یعقوب

بر نام خداوند بر این وصف سلامی در مجلس برخواند ابو یعقوب ازبر
چو نامور پدر خویش میر ابو یعقوب جواد باشد و بخشنده ثیاب و ذهب
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم