اخف
مترادفها
سبکتر، کمتر، ملایمتر
متضادها
اثقل
لغت نامه دهخدا
اخف. [ اَ خ َف ف ]( ع ن تف ) نعت تفضیلی از خفیف. سبک تر. خفیف تر. مقابل اثقل: خزانه بگشادند هرچه اخف بود از جواهر و زر و سیم و جامه بغلامان داد تا برداشتند. ( تاریخ بیهقی ).
- امثال:
اخف حلماً من العصفور.
اخف رأساً من الذئب و من الطائر.
اخف من فراشة.
اخف من یراعة.
|| گواراتر. سبک تر: هو من اعذب المیاه و اخفها. ( رحله ابن جبیر ). و اعذب المیاه و اخفها ماء جیحون. ( صورالاقالیم اصطخری ).
فرهنگ عمید
۱. خفیف تر.
۲. سبک تر، کم وزن تر.
فرهنگ فارسی
خفیف تر، سبکتر، کم وزن تر
( صفت ) جمع خلف جانشینان بازماندگان بازپسینان پس روان از پس چیزی آیندگان. یا اخف واسف. ماندگان و رفتگان.
سبکتر خفیفتر
جمله سازی با اخف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و لست براج من سواک ویعلم و لم اخف المیزان انک حاسب