لغت نامه دهخدا
اشفع. [ اَ ف َ ] ( ع ص ) مرد درازبالا. ( منتهی الارب ).
اشفع. [ اَ ف َ ] ( ع ص ) مرد درازبالا. ( منتهی الارب ).
مرد دراز بالا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وها فارسیا بالحجازی اشفع واحضر کسری ثم نعمان اتبع
💡 فقال لها یا بنیّة تلقیننی یوم القیامة عند الحوض و انا اسقی من یرد علی الحوض من امتی، قالت فان لم القک یا رسول اللَّه؟ قال تلقینی عند المیزان و انا اشفع لامّتی، قالت فان لم القک یا رسول اللَّه؟ قال تلقیننی عند الصراط و انا انادی ربّ سلم امّتی من النار.