ابوالعلاء

لغت نامه دهخدا

ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( ع اِ مرکب ) پالوده. ( دهار ) ( منتهی الارب ). حلوا. فالوده. فالوذج. || بلستک. ( مهذب الاسماء ). پرستو. پرستوک. || زنبور. ( مهذب الاسماء ). || ابوالملیح. چکاوک.
ابوالعلاء. [اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) او را فدائیان در حدود سال 493 هَ. ق. بکشتند. رجوع به ص 364 حبیب السیر ج 1 شود.
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) یکی از افاضل معروف دولت سلاجقه. او را با خطیرالملک وزیر محمودبن سنجر مقاوله ای است. رجوع به حبیب السیر ج 1 ص 383 شود.
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) رجوع به حبیب السیر ج 1 ص 368 شود.
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) از اصحاب ابن اخشید ابوبکر احمدبن علی بن معجور الاحشاد است. ( ابن الندیم ).
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) ( خواجه... ) یکی از افاضل روزگار خویش معاصر سلطان سنجر. رجوع به حبیب السیر ج 1 ص 383 شود.
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) از روات حدیث است و سعیدبن عبدالرحمن از او روایت کند.
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) آبسکونی. احمدبن صالح بن محمدبن صالح تمیمی. محدّثی کثیرالحدیث. ابواحمد عبداﷲبن عدی از وی روایت کند. ( انساب سمعانی ص 12 و 13 ).
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) ابن اسحاق بن ابراهیم بن یزید. رجوع به ابن کرینب ابوالعلاء... شود. ( قفطی ص 288 و 169 ).
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) ابن حسنویه. پس از آنکه بدربن حسنویه از جانب عضداﷲ بحکومت کردستان مستقر گشت ابوالعلاء و دیگر برادران خود را بکشت.
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) ابن زهربن محمدبن عبدالملک اندلسی. رجوع به ابن زهر... شود.
ابوالعلاء. [اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) ابن نمربن اسعد و بقولی سعد. ازروات حدیث است و ابواسحاق سبیعی از او روایت کند.
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) احمدبن صالح. رجوع به ابوالعلاء آبسکونی شود.
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) احمدبن عبداﷲبن سلیمان معری. رجوع به ابوالعلاء معری... شود.
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ] ( اِخ ) احمدبن عبداﷲ مقری. رجوع به احمد... شود.
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) احمدبن عبیداﷲبن حسن بن شقیرا. رجوع به احمد... شود.
ابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] ( اِخ ) احمدبن علی المثنی الموصلی. صاحب مسند. وفات او به سال 307 هَ. ق. بود. رجوع به حبیب السیر ج 1 ص 301 شود.

جمله سازی با ابوالعلاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بیشتر یادداشت‌های عربی گفته شده که ابوالعلاء در اواخر عمر خویش سه روز بستری شد و طبیب او برایش سوپ جوجه تجویز کرد؛ و هنگامی که ابوالعلاء از این موضوع باخبر گردید، گفت: ای جوجه چون تو را ناتوان دیده‌اند خوردنت را تجویز کرده‌اند.

💡 تأسیس روزنامهٔ سیاسی - اجتماعی «السمیر» به زبان عربی در آمریکا از یک سو و هنر شاعری وی از سوی دیگر، نام او را بلندآوازه ساخته است. ابوماضی یکی از بنیان‌گذاران ادبیات اعراب دور از وطن (ادبیات مَهجَر) به حساب می‌آید. او و همفکرانش خواستار تحولی بنیادین در ادبیات معاصر عربی نبودند و در این راه به موفقیت‌های بزرگی دست یافتند یکی از بارزترین وجوه اندیشهٔ این شاعر، تأثیرپذیری وی از اندیشهٔ خیام و ابوالعلاء معری در زمینهٔ فلسفه هستی است. از دیگر مفاهیم کلیدی شعر وی عشق و زیباپرستی است. همچنین میهن‌پرستی به دلیل حساسیت‌های سیاسی دورهٔ حیات وی در اندیشه و بیان این شاعر اهمیت ویژه‌ای یافته است.

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز