لغت نامه دهخدا
ابن العنب. [ اِ نُل ْ ع ِ ن َ ]( ع اِ مرکب ) می. باده. شراب. بنت العنب. دختر رَز.
ابن العنب. [ اِ نُل ْ ع ِ ن َ ]( ع اِ مرکب ) می. باده. شراب. بنت العنب. دختر رَز.
شراب دختر رز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فیض ابن السحاب خور چو صدف حیض ابن العنب بجا بگذار