ابین
لغت نامه دهخدا
( آبین ) آبین. ( اِخ ) نام قریه ای است از توابع شیراز و مغاره ای به نزدیک آن که مومیایی معدنی از آنجا خیزد. || نام مومیایی که از معدن آبین گیرند. موم آبین. و صاحب برهان در آیین نیز همین معنی را آورده است.
ابین. [ اُ ب َ ] ( اِخ ) ابن سفیان. محدث است.
ابین. [ ] ( اِخ ) موضعی است به عَدَن و آنرا بندری بنام المحل. ( دمشقی ).
ابین. [ اَ ی َ ] ( اِخ ) مردی از حمیر که عَدَن بدو منسوب است و گویند: عَدن ُ اَبین.
ابین. [ اَ ی َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از بَیِّن. پیداتر. هویداتر. روشن تر. آشکارتر.
- امثال:
ابین من فلق الصبح.
ابین من الغد و الامس.
|| فصیح تر. افصح: هو ابین من فلان.
ابین. [ اَ ی َ ] ( اِخ ) نام مخلافی به یمن که عدن جزء آن است. ( مراصدالاطلاع ).
فرهنگ فارسی
( آبین ) نام مومیایی که از معدن آبین گیرند
آشکارتر، روشنتر، هویداتر، فصیح تر
پیداتر
فرهنگ اسم ها
اسم: آبین (دختر) (فارسی) (تلفظ: ābin) (فارسی: آبين) (انگلیسی: abin)
معنی: به رنگ آب، همانند آب
جمله سازی با ابین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساکن هزم (ابین) (به عربی: ساکن هزم) یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان ابین واقع شدهاست.
💡 استان ابین در کرانهٔ اقیانوس هند و در شرق شهرستان عَدَن واقع شدهاست.
💡 احمد اش شیخ یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان ابین واقع شدهاست.
💡 الکود (به عربی: الکود) یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان ابین واقع شده است.
💡 ال خور، یمن یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان ابین واقع شدهاست.