انصاری

نخستین مدخل مورد اشاره، به «ابوایوب انصاری» (خالد بن زید)، از صحابهٔ برجستهٔ صدر اسلام، اختصاص دارد. این شخصیت که از یاران نزدیک پیامبر اکرم بود، نقشی محوری در هجرت و استقرار اسلام در مدینه داشت. شهرت اصلی وی نه تنها به واسطهٔ رفاقت و همراهی با پیامبر، بلکه به دلیل میزبانی تاریخی او در واقعهٔ هجرت است. جهت کسب اطلاعات تکمیلی و تفصیلی‌تر دربارهٔ زندگی و جایگاه ایشان، ارجاع به مدخل «ابوایوب انصاری» در منابع معتبر توصیه می‌گردد.

دومین شخصیت با عنوان «انصاری»، ابویحیی زکریا (شیخ الاسلام) است که از دانشمندان بزرگ مصر در قرن نهم و دهم هجری قمری (۸۲۵/۸۲۶ تا ۹۲۵ ق.) به شمار می‌رود. ایشان عالمی متبحر در فقه، تفسیر، و حدیث بود و علاوه بر این علوم، در سایر فنون اسلامی نیز دستی توانا داشت. زکریا انصاری مدتی منصب قضاوت را بر عهده داشت و آثار متعددی از خود به جای گذاشت که بسیاری از آن‌ها به زیور طبع آراسته شده و مورد استفادهٔ محققان قرار گرفته‌اند. این جایگاه علمی، وی را به یکی از مراجع فکری در علوم دینی عصر خود مبدل ساخت.

سومین و مشهورترین فرد در این میان، شیخ مرتضی بن محمد امیر شوشتری است که به عنوان یکی از مراجع بزرگ و مجتهدان برجستهٔ شیعهٔ امامیه شناخته می‌شود. مسیر علمی ایشان پرفراز و نشیب بود؛ پس از تحصیل نزد اساتیدی چون سید مجاهد در کربلا، به دلیل فشارهای سیاسی عثمانی به کاظمین و سپس شوشتر مهاجرت کرد و دوره‌هایی نیز در کاشان نزد صاحب مناهج و در نجف اشرف به تکمیل مبانی اصولی و فقهی خود پرداخت. وی از سال ۱۲۴۹ ق. به تدریس پرداخت و پس از درگذشت صاحب جواهر (۱۲۶۶ ق.) به مرجعیت عامهٔ شیعیان دست یافت. تحقیقات ایشان در فقه استدلالی، اصول فقه، و قواعد حقوقی شیعه، به ویژه در کتاب‌های «رسائل» (اصول) و «مکاسب» (فقه)، عمیق و بی‌مانند بوده و تا به امروز مرجع اصلی محققان این حوزه محسوب می‌شوند.

لغت نامه دهخدا

انصاری. [ اَ ] ( اِخ ) ابوایوب خالدبن زید. صحابی بود. رجوع به ابوایوب انصاری شود.
انصاری. [ اَ ] ( اِخ ) ابویحیی زکریا ( شیخ الاسلام ). ( 825 یا 826-925 هَ. ق. ). دانشمند مصری قاضی و مفسر و محدث بود و در علوم دیگر نیز مهارت و مدتی شغل قضاوت داشت و او را آثار متعددی است که بسیاری از آنها بطبع رسیده. ( از معجم المطبوعات و اعلام زرکلی چ 2 ج 3 ص 80 ). و رجوع به معجم المطبوعات شود.
انصاری. [ اَ ] ( اِخ ) شیخ مرتضی بن محمد امیر شوشتری. از مجتهدان بنام شیعه بود. در بیست سالگی به عراق رفت و در کربلا نزد سید مجاهد و دیگران تلمذ کردو هنگام محاصره کربلا توسط دولت عثمانی به کاظمین رفت و سپس به شوشتر شد و پس از دو سال مجدداً به عراق رفت و در نجف سکنی گزید. پس از چندی به کاشان رفت ونزد صاحب مناهج سه سال تلمذ کرد و آنگاه به خراسان شتافت و از آنجا به وطن خود بازگشت و پس از پنج سال مجدداً به نجف رفت. وی از سال 1249 هَ. ق. بتدریس پرداخت و از سال 1266 که صاحب جواهر درگذشت مرجع تقلید شیعه گردید. تحقیقات انصاری در فقه استدلالی و اصول و قواعد کلیه حقوق شیعه بی سابقه است. از آثار وی «رسائل » در اصول و «مکاسب » در فقه دقیق ترین تحقیقات حقوقی را در بر دارد. ( از فرهنگ فارسی معین، اعلام ).

فرهنگ فارسی

مرتضی ( و. دزفول ۱۲۱۴ ه. ق. ) ابن محمد امیر شوشتری. از مجتهدان بنام شیعه. وی در ۲٠ سالگی بعراق شد و در کربلا نزد سید مجاهد و دیگران تلمذ کرد و هنگام محاصره کربلا توسط دولت عثمانی بکاظمین رفت و سپس به شوشتر شد و پس از دو سال مجددا بعراق رفت و در نجف سکنی گزید. پس از چندی بکاشان رفته نزد صاحب مناهج سه سال تلمذ کرد و آنگاه به خراسان شتافت و از آنجا بوطن خود باز گشت و پس از پنج سال مجددا بنجف رفت وی از سال ۱۲۴۹ به تدریس پرداخت و از سال ۱۲۶۶ که صاحب جواهر در گذشت مرجع مطلق شیعه گردید. تحقیقات انصاری در فقه استدلالی و اصول قواعد کلیه حقوق شیعه بی سابقه است. از آثار وی [ رسائل ] در اصول و [ مکاسب ] در فقه دقیق ترین تحقیقات حقوقی را در بر دارند.
( صفت ) منسوب به (انصار )
شیخ مرتضی بن محمد امیر شوشتری از مجتهدان به نام شیعه بود. در بیست سالگی به عراق رفت و در کربلا نزد سید مجاهد و دیگران تلمذ کرد و در هنگام محاصره کربلا توسط دولت عثمانی به کاظمین رفت و سپس به شوشتر شد و پس از دو سال مجددا به عراق رفت و در نجف سکنی گزید پس از چندی به کاشان رفت و نزد صاحب مناهج سه سال تلمذ و آن گاه به خراسان شتافت و از آن جا به وطن خود بازگشت. پس از چند سال مجددا به نجف رفت وی از سال ۱۲۴۹ به تدریس پرداخت و از سال ۱۲۶۶ که صاحب جواهر درگذشت مرجع تقلید شیعه گردید تحقیقات انصاری در فقه استدلالی و اصول و قواعد کلیه حقوق شیعه بی سابقه است از آثار دقیق ترین تحقیقات حقوقی را در بر دارد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَنصَارِی: یاران من
ریشه کلمه:
نصر (۱۴۳ بار)ی (۱۰۴۴ بار)
[ویکی فقه] انصاری (ابهام زدایی). انصاری ممکن است اسم برای اشخاص ذیل بوده و یا در معانی ذیل به کار رفته باشد: • انصاری، اَنْصار، یا انصار النبی (ص ) لقب مسلمانان مدینه از تیره های اوس و خزرج • ابوقتاده انصاری، ابوقتاده حارث بن ربعی بن بلدمه انصاری خزرجی، از صحابه پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم)• ابوحصین انصاری، از تیره بنی سالم بن عوف، از مسلمانان صدر اسلام• ابوایوب انصاری، از صحابه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) و از اصحاب امام علی (علیه السلام)• ابوحتوف بن حارث انصاری، از یاران امام حسین (علیه السلام) و یکی از شهدای کربلا• ابوخیثمه انصاری، از قبیله خزرج، تیره بنی سالم و از مسلمانان صدر اسلام• ابودجانه انصاری، از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) و از ثابت قدمان در جنگ احد و جانشین ایشان در مدینه در حجة الوداع• ابودحداح انصاری، از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) و از ترغیب کنندگان انصار به پایداری در غزوه احد• ابودرداء انصاری، معروف به ابودرداء خزرجی انصاری از معلّمان قرآن و صحابی پیامبر (صلی الله علیه وآله)• ابوزمعه انصاری، اسود بن مطّلب (عبدالمطّلب) بن اسد بن عبدالعزّی از تیره بنی اسد از مشرکان مکه• ابوزید انصاری، اَبوزِیدِ اَنصاری، سعید بن اوس بن ثابت خزرجی انصاری (۱۲۱ ـ ۲۱۵ق/ ۷۳۹ ـ ۸۳۰م)، لغوی، راوی و نحوی• ابوطلحه انصاری، زید بن سهل بن اسود بن حزام انصاری خزرجی از اصحاب پیامبر ابوطلحه، از تیره بنی نجّار• ابوعقیل انصاری، معروف به صاحب الصاع از تیره بنی انیف اراشی و از هم پیمانان بنی عمرو بن عوف• ابولبابه انصاری، اَبولُبابه انصاری، بشیر بن عبدالمنذر بن رفاعه، صحابی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)• احمد بن عبدالرحمان خزرجی انصاری، کنیه اش ابوالعباس، مورخ، محدّث و فقیه مالکی قرن پنجم و ششم• شیخ احمد انصاری، فرزند مرحوم آیةالله آقا شیخ منصور، سبط شیخ انصاری• شیخ مرتضی انصاری، عالم، فقیه و اصولی بزرگ شیعه• شیخ یحیی انصاری، از علمای معاصر شیعه• خواجه عبدالله انصاری هروی، از علما و عرفای قرن چهارم و پنجم هجری قمری و صاحب منازل السائرین
...

جمله سازی با انصاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سخنران بعدی مراسم مهران انصاری بود. انصاری سیستم محوری به جای شخص محوری، توسعه انسانی، آگاهی به مرزبندی‌های سیاسی و برنامه ریزی برای فردای براندازی را از جمله کارکردهای مثبت احزاب دانست.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز