امیر حاجی

لغت نامه دهخدا

امیرحاجی. [ اَ] ( اِخ ) تیره ای از ایل اینانلو ( از ایلات فارس ). ( ازجغرافیای سیاسی کیهان ص 86 ). رجوع به اینانلو شود.
امیرحاجی. [ اَ ] ( اِخ ) اصفهانی. جد مادری شیخ ابواسحاق بود. ( از تاریخ عصر حافظ ص 123 ).

فرهنگ فارسی

اصفهانی جد مادری امیر شیخ ابواسحاق بود.

جمله سازی با امیر حاجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سردار جهان امیر حاجی دلیر کز جنگ چو از جود نمیگردد سیر

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز