لغت نامه دهخدا
اصعد. [ اِص ْ ص َع ْ ع ُ ] ( ع مص ) به کوه برآمدن. تصعّد. ( از قطر المحیط ). بالا برآمدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و در قرآن کریم آمده است: کأنما یَصَّعَّدُ فی السماء؛ ای یتصعد. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تصعد شود.
اصعد. [ اِص ْ ص َع ْ ع ُ ] ( ع مص ) به کوه برآمدن. تصعّد. ( از قطر المحیط ). بالا برآمدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و در قرآن کریم آمده است: کأنما یَصَّعَّدُ فی السماء؛ ای یتصعد. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تصعد شود.
بکوه بر آمدن تصعد. بالا بر آمدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به بحر چند رسد آب دیده نور دو دیده الام نیته قلبی اصعد الزّفراتی